الشيخ أبو الفتوح الرازي

250

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

و بعضى صحابه در وعظ گفت ( 1 ) : اى بيچاره ! همه روز براى خود آتشى عظيم مىبرافروزى ، چون وقت نماز در آيد برخيز و آن آتش كه همه روز افروخته باشى به يك ساعت بنشان تا تو را بنسوزد . و امير المؤمنين ( 2 ) - عليه السّلام - چون وقت نماز در آمدى ، گونهء رويش بگرديدى و مضطرب شدى . گفتندى : تو را چه بود ؟ گفتى وقت گزاردن امانتى در آمد كه خداى تعالى آن را عرضه كرد ( 3 ) بر آسمانها و زمينها و كوهها . از آن بترسيدند و نيارستند پذيرفتن ، تا من خود چگونه خواهم گزاردن آن را ! و اخبار را در اين باب حصر نيست ، در دگر آيات هر جاى طرفى گفته شود - ان شاء اللَّه . امّا زكات ، رسول - عليه السّلام - مىگويد : الزّكوة قنطرة الاسلام ، زكات پول ( 4 ) اسلام است . و امير المؤمنين ( 5 ) - عليه السّلام - روايت كند ، كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - در خطبهء وداع گفت : ايّها النّاس ادّوا زكات اموالكم ، اى مردمان ! زكات مال بدهيد كه هر كه زكات ندهد نماز نبود او را ، و هر كه نماز نبود او را دين نبود او را ، و هر كه دين نبود او را روزه و حجّ و جهاد نبود او را . و رسول - عليه السّلام - گفت : اعمال اهل بهشت و اهل دوزخ بر من عرضه كردند . اوّل كس كه در بهشت شود سه كس را يافتم : شهيد را ، و بنده اى مملوك را كه عبادت خدا نيكو كند و خواجهء خود را نصيحت كند ، و مردى ضعيف حال صاحب عيال . و اوّل كس از اهل دوزخ هم سه كس را يافتم : اميرى مسلَّط را ، و مال دارى را كه زكات مال ندهد ، و درويشى متكبّر را . و در خبر است ( 6 ) كه : چون توانگران زكات مال ندهند ، خداى باران از آسمان باز گيرد . و رسول - عليه السّلام - گفت ( 7 ) : هيچ روز آفتاب بر نيايد و الَّا بر پهلوهاى او دو

--> ( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق : گفته‌اند ، مب ، مر : گفتند . ( 2 ، 5 ) . فق ، مب ، مر على . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها : عرض كرد . ( 4 ) . فق ، مب ، مر : پل . ( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، وز ، مب : در خبرى هست ، مر : در خبرى ديگر هست . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها ما طلعت الشّمس قط الَّا و على جنبها ملكان يقولان اللَّهمّ عجل لمنفق خلفا و لممسك تلفا .